محمدصادق دهلوي
مقدمه 25
كلمات الصادقين ( فارسي )
خاكدان ظلمانى در عهد سلطان معز الدّين بهرام شاه بوقوع انجاميد 1 و وى پس از دستگيرى سلطان رضيه در سنهء سبع و ثلاثين و ستمائه در بيست و هشتم رمضان بر تخت نشست . پادشاهى بود قاهر و ضابط و خونريز و با وجود اين صفات باوصاف مرضيه مثل شرم و حيا و بىتكلفى نيز آراسته بود . در اوايل جلوس با امرا و ملوك سلوك خوب كرد و در آخر عهد بعضى امرا را حبس كرد و بقتل رسانيد و در ميان امرا خلاف 2 افتاد . اكابر و معارف در اصلاح 3 شدند . فخر الدّين مبارك شاه كه فراشى بود در خدمت سلطان قربت يافته و بر مزاج وى استيلا گرفته . به صلح راضى نمىشد بالآخر امرا غالب آمدند و 4 حصار بگرفتند و سلطان را اسير كردند و مبارك شاه فراش را كه در تهيج فتنه مىكوشيد [ 40 ] مثله كردند و كشتند و در سيزدهم ذىقعده 5 سال ششصد و سى و نه سلطان را نيز شهيد * كردند و علاء الدّين مسعود شاه را كه نبيرهء سلطان شمس الدّين بود بر تخت نشاندند . مدت ملك بهرام شاه دو سال و يك ماه بود . شيخ نور الدّين دهلوى قدس سره از علوم رسمى و دانش عرفى بهره تمام داشت و در بيان مسايل قوى داستان بود . از معاصران سلطان ناصر الدّين پسر سلطان شمس الدّين التتمش 6 است . جامع الحكايات * از تصانيف اوست و آن كتابى است كه از هر قسم 7 نمايشى دارد و از فضائل و كمالات مصنف نمونهايست و شيخ نور الدّين از نظر مشايخ روزگار اثرى 8 عظيم داشت و از اولياى 9 كبار نصيبه برگرفته بود و با طايفهء عليه به نيازمندى و فروتنى تمام زندگانى كردى و امثال اين عزيزان ديگر در عهد ناصرى و بلبنى و جلالى و علائى در دهلى و پرگنات آن بسيار بودند كه هندوستان از بزرگى ايشان بوستان بود . برخى از آن ارادت و بيعت به خدمت شيخ الاسلام فريد الاولياء داشتند و لختى بخلفاى 10 بزرگوار او . از آن 11 جمله سيد تاج الدّين در علم و عبادت و تقوى و ديانت [ 41 ] و خوشخوئى و خوشباشى ممتاز بود . و سيد مغيث الدّين مفتى و سيد منتجب سيهدستار . هر دو برادر در دانش و فضل و زهد و تقوى و عزلت و گوشهنشينى و عدم قبول نذر 12 و نياز بلندپايهء زمانه